چند دقیقه ی پیش در حین شستن لباس هام بعد از پنج روز!! به این فکر میکردم اگر به جای این همه کاری که شروع کردم اگر یک کارو ادامه میدادم الان انیشتنی در فیزیک،مسی تو فوتبال ،چرچیلی تو سیاست یا پدر خوانده ای،خلاصه کسی برای خودمون میشدیم.سیاست،ورزش،نقاشی،موسیقی،فلسفه،تحقیق و خیلی کارهای دیگه که یکی از آخریهاش همین وبلاگه!!!!
با توجه به حامد بودنم پنج روز گذشته رو که تنها بودم از نظر خوندن برای امتحان اصلا خوب نمیدونم،ولی تنهایش حسابی چسبید،فکر کن!!!پنج روز تنها!!!
خدا کنه امتحانه خرابش نکنه،اصلا ما که حالش رو بردیم حالا اطفال میخواد هر غلطی بکنه بکنه!
این مدت اتفاقهای جالبی برام افتاد،lpکردم،BMAدیدم،بچه های کموتراپی رو از نزدیک دیدم و شرح حالشون رو گرفتم،اونی که اصلا فکرش رو نمی کردم بهم اس ام اس داد و بعد از تروما حالم رو پرسید!!!!و من خدا رو شکر میکنم که اونهم از دستم ناراحت نیست،اتفاق دیگه شیرینی بود که بازهم خیلی از خودم خوشم اومد که اصلا بهش محل نگذاشتم!اس ام اس خالی داده،میگم "بفرمایید امری داشتید؟"میگه"ببخشید گوشیم ضربه خورده،به چند نفر اس ام اس داده"دیگه جوابش رو ندادم ولی میگم :باشه منم باورم شد ولی فکرکنم گوشیش ضربه نخورده اون مغزش که ضربه خورده یا شایدم دلش،ولی هرچی و هرکی که ضربه خورده مطمئننم من در این امر دخالتی نداشتم.
موضوع بعدی خانم شیرزاد اطفاله،خدا اخرو عاقبت ما رو باهش ختم بخیر کنه.
نماینده زاده هم که مثل همیشه به من لطف داشته!الله اعلم،اعوذبک بنفسی و بنفسشون
مصرع مشترک تمامی اشعار اتفاقات اخیر ناز کشیدن من بود و الان میتونم ادعا کنم در این کار متخصصم و فوق تخصصش رو هم در رابطه با خانوم های با شخصیت گرفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اه چه جالب بالاخره ما یه جا خوش درخشیدیم!!!!!!!!!!!!!برای خودم آرزوی موفقیت میکنم.
چون تازه استحمام کردم دلم نمی خواد زیاد از کثیفی هایی که تازگی میبینم بگم،ولی آخر بی انصافی و نامردی.خدایا روحیه ی من رو همونطوری که برای نفروی اطفال و سوالهاش بود حفظ کن
آنقدر خود را کوچک میبینم که گفتن و نوشتن برای تواز آرزوهای بزرگ رویاهای من است،
جان عالم به فدایت یا حسین.